درسنامه آموزشی هدیههای آسمانی پنجم
درس 13: کوچک های بزرگ!
چشمهایم رو به ستارهها بود و سرم روی بالش.
کم کم پلکهایم از بال زدن دست کشیدند!
در همین لحظه، صدایی ظریف سکوت شب را شکست...
چِک چِک چِک ....
از جا بلند شدم و به طرف آشپزخانه رفتم. از شیر ظرفشویی آب میچکید.
آن را محکم بستم؛ امّا باز چکّه میکرد. مادرم آمد. او نیز هر چه تلاش کرد، سودی نداشت!
گفت: فردا که مغازهها باز شد، تعمیرش میکنیم؛ سپس سطل بزرگی زیر شیر آب گذاشت تا آب هدر نرود.
صبح، وقتی کنار شیر آب آمدم، دیدم بیشتر از نصف سطل پر شده بود!
مادرم آبِ سطل را داخل آبپاش ریخت تا روی گلها بپاشد؛ با لبخند نگاهم کرد: «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود! »
اگر این سطل نبود چه میشد؟
حدود پنج لیتر آب، هدر میرفت.
البتّه این آبی است که در شش ساعت جمع شده است؛ اگر یک شبانه روز چکّه کند، میشود بیست لیتر و اگر کوتاهی کنیم و مثلاً تا پنج روز شیر را تعمیر نکنیم، میشود صد لیتر!
اگر در شهر بزرگ ما فقط شیر آب هزار خانه خراب باشد و آن را تعمیر نکنند، چقدر میشود؟
- ...... لیتر!
تازه این برای یک شهر است! اگر فقط ده شهر از کشور بزرگمان را در نظر بگیریم چقدر میشود؟
- ....... لیتر!!

خواهرم سفره را جمع کرد. یک تکّه نان اضافه آمده بود؛ آن را داخل کیسهای که نان خشک در آن بود، گذاشت. به او گفتم: «تا حالا حساب کردهای چقدر میشود؟»
با تعجّب به من نگاه کرد: «منظورت چیست؟!»
- «اگر هر خانهای هر روز فقط به اندازهی یک سوم نان دور بریزد، هر سه روز میشود یک نان و در ماه، ده نان و در سال، صد و بیست نان!
اگر هزار خانه این کار را بکنند، میشود .......... نان؛ این برای یک شهر!
اگر فقط پنجاه شهر از کشورمان را حساب کنیم، چقدر میشود؟
- ........... نان!
هر سال این همه نان دور ریخته میشود!!
آبی که برای تولید نانها استفاده شده است و در این هنگام به هدر میرود، بماند!»
چشمهایم را باز کردم.
با اینکه حسابی خوابیده بودم، حوصله نداشتم از رختخواب برخیزم؛ ساعت را نگاه کردم.
بعد غلتی زدم و به تابلوی نقّاشی خیره شدم!
چند دقیقه بعد غلتی به سوی پنجره ....!
سپس، خوابیدن به پشت و تماشای سقف....!
دوباره نگاهی به ساعت، نیم ساعت گذشته بود!
مادرم آمد و صدا زد: «عماد جان! بلند شو!»
- «بیدارم! نیم ساعت است بیدار شدهام!»
مادرم لبخندی زد و گفت:
«تا حالا حساب کردهای چقدر میشود؟»
- «چه حسابی؟! منظورتان چیست؟!»
- «فکر کردهای که اگر هر روز، نیم ساعت در رختخواب غلت بخوری و وقت خود را تلف کنی، چه میشود؟!»
قطرههای آب! تکّههای نان! لحظههای عمر! ...
کوچکهایی که بزرگ هستند!
و گاهی خیلی بزرگ!
فکرش را هم نکرده بودم که این چیزهای کوچک ...
برایم بگو (صفحه 95 کتاب درسی)
چه نمونههای دیگری از این کوچکهای بزرگ سراغ دارید؟ جمع کردن پول در قلک - برگههای دفتر را پاره نکردن - مدادها را زیاد نتراشیدن و ...
گفتوگو کنیم (صفحه 96 کتاب درسی)
با گفتوگو در گروه، نمونههایی از اسراف را در مدرسهی خود فهرست، و راهحلهای جلوگیری از آنها را پیشنهاد کنید.
| شماره | نمونههایی از اسراف در مدرسه | راه حلّ پیشنهادی |
|---|---|---|
| 1 | اسراف در آبخوریها | شیر آب را باز نگداریم و پس از استفاده ببندیم. |
| 2 | استفاده بیمورد از کاغذ | از کاغذ دفتر خود استفاده بیمورد نکنیم و آن را از دفتر پاره نکنیم. |
| 3 | هدر دادن وقت | از وقت درست استفاده کنیم و اوقاتمان را بیهوده نگذاریم. |
| 4 | استفاده نادرست از گچ | از گچ درست استفاده کنیم آنها را به اطراف پرت نکنیم. |
تدبر کنیم (صفحه 96 کتاب درسی)
این آیه را بخوانید و به پرسش پاسخ دهید.
لاتُسرِفوا، اِنَّهو لایُحِبُّ المُسرِفینَ (سورهی اَعراف، آیهی 31)
اسراف نکنید، زیرا خدا اسراف کاران را دوست ندارد.
- با توجّه به جملهی زیر در هریک از این موارد، اسراف چگونه روی میدهد؟
اسراف نکردن یعنی درست مصرف کردن و درست مصرف کردن یعنی به جا و به اندازه مصرف کردن
- اسراف در هرکدام چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت؟ (تماشای تلویزیون - بازیهای رایانهای - وضو و غسل)
در مورد تماشای تلویزیون و بازیهای رایانهای اسراف وقتی روی میدهد که زمان زیادی را به انجام دادن آنها بگذرانیم. هم باید از آب درست و به اندازه استفاده کنیم و پس از استفاده شیر آب را ببندیم. هدر دادن آب نوعی اسراف کردن است. اسراف موجب نابودی منابع مادی و معنوی، ارتکاب کناه، خشم خداوند، اجابت نشدن دعا و... میشود.
بررسی کنید (صفحه 97 کتاب درسی)
پیامبر اسلام صلّی الّٰل علیه و آله:
هرگز آب را اسراف نکنید؛ هر چند در کنار رودخانه باشید.
با توجّه به سخن پیامبر، در هر یک از موارد زیر چگونه باید عمل کنیم؟
- روز جمعه است و دوست دارم ساعت ها بازی کنم...: اما هدر دادن وقت نوعی اسراف است. پس زمان کوتاهی به بازی کردن اختصاص میدهم و پس از آن به تکالیف مدرسه میپردازم.
- تعطیلات تابستان است و میخواهم همهی برنامههای تلویزیون را تماشا کنم...: اما این کار نیز هدر دادن وقت و اسراف است. از طرفی تمام برنامههای تلویزیونی مناسب من نیست. پس باید زمانبندی مناسبی داشته باشم.
- مدادم کوچک شده است ولی هنوز در دستم جا میشود؛ دوست دارم از مداد جدیدی استفاده کنم که پدرم برایم خریده است…: اما وقتی هنوز میتوانم از این مداد استفاده کنم استفاده از مداد جدید نوعی مصرف بیجا و اسراف است.
ببین و بگو (صفحه 98 کتاب درسی)
از این تصویرها چه برداشتهایی دارید؟
جایگزین کردن لامپ کممصرف به جای لامپهای پر مصرف
استفاده از وسایل نقلیه عمومی میتوان هم آلودگی هوا را کم کرد و هم بنزین کمتر مصرف نمود.


با خانواده (صفحه 98 کتاب درسی)
فهرستی از مواردی را که در خانهی شما از اسراف جلوگیری میشود با کمک اعضای خانواده تهیه کنید و در کلاس بخوانید. شستن ماشین با سطلهای آب نه شلنگ، خاموش کردن لامپهای اضافه، پوشیدن لباسهای گرمتر در زمستان و کم کردن درجه بخاری و...